سلام ببخشید قرار بود در مورد رسانه ای به نام تلوزیون بنویسم اما یه مطلبی رو از یکی از دوستام به دستم رسید که نتونستم برا شما دوستان نزارم البته بی ربط به رسانه شناسی در تلوزیون نیست.
چند شب پیش بر حسب اتفاق مشغول تماشای یک فیلم خوش ساخت " هالیوودی " بودم که برادرم خواست برنامه ی "۲۰ و سی" را تماشا کند. در تمام مدت پخش اخبار، افکار گوناگی از سرم می گذشت. از چرایی "انتخاب لاریجانی به عنوان رئیس فراکسیون اصولگراها" و این که وی واقعا چقدر اصول گراست و مسائل دیگر. در همین حین شاهد پخش برنامه ای به نام "آنی و مانی" شدم که آه از نهادم بر آورد. تمام این برنامه ی ضبط شده شبیه به کمدی دلخراشی بود که در آن انسانیت، حق فهم، درک و شعور ایرانیان به سُخره گرفته شده بود. مرآتی گزارشگر سابق و دلقک کنونی ۲۰ و سی در نقش آنی در فکر جور کردن پول خرید موبایل جدیدش بود که با شنیدن خبر "واریز یارانه ها" در حساب افراد خوشحال شد و به بانک رفت تا پول واریز شده را دریافت نماید. متصدی امور بانکی گفت اکنون نمی توانید این پول را برداشت نمایید چرا که باید تا حداکثر شدن(یا ثابت شدن) قیمت ها صبر کنید. و این آقا فرمود چه تضمینی هست که موبایلی که من می خواهم امروز بخرم فردا گران نشود؟ و دوستش مانی گفت جای دیگری این حرف را نزنی که برایت می خندند!
با احساس انزجار از این صحنه ی م ُس ته جن از پای تلویزیون بلند شدم و غرولند کنان به اتاقم برگشتم. به راستی چرا این قدر مردم این کشور تحمیق می شوند؟
۱. بالفرض که محتوی برنامه مذکور درست باشد. آیا مردم کشور ما اینقدر سطحی هستند که باید برای القای مفهومی (مفهوم سیاستی یا فضاحتی) به ساخت چنین برنامه های دست چندم و افتضاحی متوسل شوید؟ حتی اگر تصور می کنید "داداش سیاه" و امثالهم تاثیر بهتری دارند بهتر نبود برای تولد یک تم مناسب کمی به مغزتان فشار بیاورید و معنای دور و نزدیکی انتخاب کنید که ذهن ببینده را درگیر کند، نه آن که بر پدرجدتان فحش و لعنت بفرستد؟
۲. مفهوم ِ در پرده ی این مهمل بافی ها این است که؛ این پول در حساب شما منظور شده، اما وجود خارجی و اعتبار واقعی ندارد. و بهانه ی تراشیده شده این است که قیمت ها باید به حد واقعی خود برسند! به راستی همان طور که اقتصاد دانان پیش بینی کرده اند از کجا چنین مبلغی را فراهم و مدیریت می کنید؟ سرچه کسی شیره می مالید؟ مردمی را که صبح تا شب برای دو زار جان می کنند و همیشه هشتشان گرو نهشان است؟ سیاست این است که فقرا و متوسطان رو به پایین نابود شوند و قشر متوسطان و متمولان بمانند و روزگار آنها نیز سیاه شود؟
۳. واقعا توهینی به این بزرگی در کَتِ من یکی نمی رود. این مردم بدبخت که خیلی هاشان لنگ نان شبشان هستند، آنقدر مثل توی دلقک شکم سیرند که مانند ندید بدید تا چشمشان به پول افتاد بپرند و بروند موبایلشان را نو نوار کنند؟ نخیر آقا جان! خیلی ها چشم امیدشان این است که با این پول اجاره خانه بدهند. شکم زن و بچه شان را سیر کنند. داروی عقب افتاده ی فرزندشان را تهیه کنند و و و. مطمئن باش کسی به امید این پول جوراب نو هم نمی خواهد چه رسد به موبایل نو! چرا که خیلی ها از قبض های برق تابستان گذشته هنوز وحشت زده هستند و نگران قبض هایی که به زودی چشم هایشان را از حدقه بیرون خواهد آورد.
۴. بهانه ی کم شدن قبض ها از حساب و این که اگر وجهی باقی ماند، از آن خودتان خواهد بود، به بازی باخته ای می ماند که می خواهند برای کم نیاوردن به آن ادامه می دهند.
۵. ننگ باد بر این مایه ی تف و لعنت. صد رحمت به "کامران نجف زاده" که با همه خودشیرینی هایش، به موقع خودش را کنار کشید و مانند این آقا بیش از این مایه ی شرم و ننگ حرفه ی گزارشگری نشد. گزارشش در دانشگاه تهران را به خاطر دارید؟
مهم نوشت: "حذف یارانه ها" و نزدیک شدن به قیمت های جهانی اصلا بد نیست. چه بسا اگر به خوبی مدیریت شود و همه چیز حساب شده، علمی و بر پایه راستی و درستی پیش رود خیلی هم خوب خواهد بود و ما ناگزیریم این راه را طی کنیم. ولی در مملکتی که برای عدم وجود اعتبار واقعی در حساب مردم به زور چنین سیاه بازی هایی می خواهند آبرو داری کنند و رسانه را کرده اند بازو و اهرم فشار دولت، هر نوع انتظار و آرزویی با شکست مواجه خواهد شد.